محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

648

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

فراخواندم ، خوشايندتان نبود ، ولى خداوند خير شما را در آن قرار داده بود ، اگر مقاومت مىكرديد ، شما را راهنمايى مىكردم و اگر به انحراف مىرفتيد شما را به راه راست برمىگرداندم ، اگر سر باز مىزديد ، دوباره شما را براى مبارزه آماده مىكردم . در آن صورت وضعيّتى مطمئن داشتيم . امّا دريغ ، با كدام نيرو بجنگم و به چه كسى اطمينان كنم . شگفتا ، مىخواهم به وسيله شما بيمارىها را درمان كنم ولى شما درد بىدرمان من شده‌ايد ، كسى را مىمانم كه خار در پايش رفته و با خار ديگرى مىخواهد آن را بيرون كشد ، در حالى كه مىداند خار در تن او بيشتر شكند و برجاى ماند . واژه‌شناسى العقدة : منظور از آن در اين‌جا ، جنگ با معاويه و خوارج است . نقش الشّوكة : خار را از بدن بيرون آورد . الضّلع : همتا و همانند . در مثلى آمده است كه خار را با خار از بدن بيرون نياور ، چون هر دو هم‌جنس و همانند هستند و در نتيجه دومى نيز در كنار اولى فرو رفته و به آن مىپيوندد . « 1 » ساختار ادبى أما : براى شروع سخن به‌كار مىرود . حملتكم : خبر « أنّى » است . حين : ظرف و متعلق به « أمرتكم » است .

--> ( 1 ) . « لا تنقش الشوكة بالشوكة فإنّ ضلعها معها » النهاية فى غريب الحديث : 2 / 96 ؛ الفائق : 2 / 289 ؛ لسان العرب : 8 / 227 .